خانه های تاریخی تهران در چنگال شهرداری
با ارزش ترین و زیبا ترین خونه های سنتی تهران امروز به عنوان ساختمان های اداری شهرداری استفاده می شه و به جای اینکه عکس برداری و بازدید از اونها مانند خیلی از اماکن تاریخی کشور آزاد باشه ممنوعه و مشروط به صدور مجوز و گذروندن بروکراسی های اعصاب خرد کنه.
این مطلب باید با مقدمه ای خونده بشه تا رنجنامه ی نگارنده با گوشت و پوست و استخوان درک بشه. از این رو توجه شما رو به ادامه ی این مطلب جلب می کنم.
داستان از اینجا شروع میشه که من در سمنان معماری می خونم و یکی از اساتید محترم یک پروژه ی تحقیقاتی در مورد مطالعه و تحلیل 5 مورد از خانه های تاریخی شهر تهران و 5 مورد هم از شهر یزد به ما محول نموده اند. برای انجام اینکار باید یا از منابع کتابخانه ای استفاده کنیم و یا با عکسبرداری و بازدید از بنای مورد نظر این پروژه رو به سرانجام برسونیم.
صبح روز چهار شنبه 12 آبانماه 1389: سازمان میراث فرهنگی خیابان آزادی
بعد از سفری 4 ساعته از سمنان به تهران حدود ساعت 12 ظهر بود که با این جمله مواجه شدیم: سازمان میراث فرهنگی از خیابان آزادی به میدان امام خمینی روبروی موزه ی ملی منتقل شده!!! حالا شما باید این سازمان را دیده باشید تا به عمق ماجرا پی ببرید. ساختمانی با عظمتی مثال زدنی به یکباره منتقل شده. حد اقل ده کامیون لازم است تا وسایل این سازمان انتقال یابد.
میدان امام خمینی ساعت 13:
سازمان میراث فرهنگی جدید. اصلا معلوم نیست اینجا چه خبره!! هیچ کس نیست که پاسخگوی ما باشه. هر کسی داره یک وسیله و ابزاری رو به یک جای دیگه منتقل می کنه. هنوز اسباب کشی سازمان ادامه داره. ما هم که کارمون با مراجعه به کتابخانه و مرکز اسناد سازمان راه میفتاد سعی کردیم از هر کسی که میتونیم سراغ اونجا رو بگیریم. بالاخره یک نفر پیدا شد که جواب ما رو بده. اما کاش جواب نمیداد. شیراز! این جوابی بود که به ما دادند! ما هم که نا امید از دسترسی به منابع اطلاعاتی سازمان شده بودیم آدرس میراث فرهنگی استان تهران رو گرفتیم. البته لازم به ذکره که هرچی از صبح به شماره ی میراث فرهنگی استان تهران تماس گرفتیم کسی جوابگو نبود تا آدرسی بگیریم.
خیابان کریم خان زند ساعت 14
بعد از دور زدن های فراوان برای یافتن خیابان ویلا در خیابان کریم خان متوجه شدیم که ویلا نام قدیم خیابان نجات اللهیه که میراث فرهنگی استان تهران در اون قرار داره. البته مثل اینکه اونجا هم اسباب کشی داشتند. ما هم که یک معرفی نامه از دانشگاه گرفته بودیم رفتیم پیش مسئول مربوطه. ایشون هم لطف کردند و بعد از کلی منت گذاشتن ما رو به 5 تا از خانه های تاریخی تهران اون هم به صورت رندم معرفی کردند. البه طبق گفته ی ایشون فقط با یک معرفی نامه امکان صدور مجوز عکاسی برای 2 تا خونه وجود داشت. این هم از منت مسئول مربوطه!!!
بعد از گرفتن آدرس های خانه های انتخابی شروع به گشتن در سطح شهر کردیم تا این خونه ها رو پیدا کنیم. البته دست دوستان شهرداری درد نکنه که با تابلو های مناسبشون با میراث فرهنگی بهترین همکاری رو کردند!!! جالبه که بدونید فقط تا ساعت 8 شب دنبال پیدا کردن خونه ها بودیم تا روز بعد بتونیم برای بازدید اقدام کنیم. چون ساعت کاری 16 تموم شده بود.
در این بین سری هم به محله ی سرچشمه زدیم تا خانه ای که طبق ثبت میراث به نام وثوق معروف بوده رو پیدا کنیم. البته هیچ تابلویی به نام وثوق در کار نبود. یکی از خونه های تاریخی که به صورت اتفاقی دیدیم و در اون به گفته ی نگهبان فیلم پدر سالار بازی شده بود تبدیل شده بود به خانه ی فرهنگ امامزاده یحیی.
روز بعد با مراجه به محل خواستیم عکس بگیریم که حراست ممانعت کرد. من هم به نمایندگی از بچه ها رفتم خدمت مدیر مجموعه تا اجازه ی عکس برداری رو از ایشون بگیرم. بعد از کلی خواهش و التماس موفق شدم یک لوح فشرده از عکس هایی که خود ایشون به من دادند دریافت کنم. البته دوستان من هم مخفیانه چند تا عکس گرفتند. چون بعید بود که اجازه ی عکاسی صادر بشه و ما هم که از سمنان اومده بودیم تهران و دست خالی برگشتن یعنی یه امتیاز منفی در کارنامه ی درسی!
البته ناگفته نمونه که مدیر محترم این مجموعه هم با کمال احترام منت فراوانی رو با جملاتشون بر سر ما گذاشتند. اینکه من به هیچ کس از این چیز ها نمی دم و اگه دختر بودید اصلا کارتون رو راه نمی انداختم و ... . البته زحمت کشیدند و آدرس خانه ی فرهنگ بازار رو در منطقه 12 شهرداری به ما دادند و گفتند که اونجا حتما با شما مساعدت بیشتری میشه.
ما هم که کلی خوشحال بودیم که یک جای دیدنی جدید بهمون معرفی شده حرکت کردیم به سمت خانه ی فرهنگ بازار
ساعت 12 5 شنبه 13 آبان 89 خانه ی فرهنگ بازار
بلافاصله بعد از ورود و صحبت با نگهبانی به روابط عمومی مراجعه کردیم و ایشون هم با رویی گشاده از ما استقبال کردند و با ما چند تا عکس دسته جمعی هم گرفتند. اما امان از حراست...
داستان اصلی از اینجا شروع میشه که این مجموعه ی تاریخی امروز یکی از مراکز و دفاتر کار سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهرانه و عکسبرداری از اون بدون مجوز ممنوعه. حراست با دیدن این صحنه که ما در کنار مسوول روابط عمومی داریم عکس می گیریم خونش به جوش میاد و آیین نامه و مقررات رو ردیف می کنه جلوی ما و چشمتون روز بد نبینه! دوربین ما رو هم ضبط می کنه. با دیدن عکس های قبلی ما از خانه ی فرهنگ امامزاده یحیی کار بیخ پیدا می کنه و مدیر اونجا هم احضار میشه و سراسیمه خودش رو به خانه ی فرهنگ بازار میرسونه.
لوح فشرده ای که خودشون به ما دادند رو ازمون می گیرندو تهدیدمون می کنن به تعلیق کردن ما در دانشگاه!!! صحبت های زیادی رد و بدل شد که شاید در این کلام نگنجه!!!. البته مدیر محترم گویا رفاقتی هم با رئیس سازمان میراث فرهنگی داشتند(البته خودشون اینطور گفتند) بعد از یک ساعت و نیم معطلی و التماس و تماس های پی در پی با مسوولین مختلف در نهایت به این نتیجه رسیدیم که با مسوول حراست منطقه 12 شهرداری تهران که از عاملان اصلی ضبط دوربین ما بودند به صورت تلفنی صحبت کنیم. التماس از ما و انکار از ایشون. ما هم که جمعه باید بر می گشتیم سمنان و شنبه کار هامون رو به استاد نشون میدادیم حالا با یک دوربین ضبط شده مواجه بودیم. نمیدونم چقدر اطلاع دارید که توی این ادارات چقدر منت سر شما گذاشته میشه تا کارتون راه بیفته.
خلاصه بعد از کلی منت کشی موفق شدیم دوربین رو با شرط تعهد و پاک کردن عکس ها تحویل بگیریم اون هم در ساعت 14
اما حرف اصلی اینجاست که چرا باید بنا هایی که می تونه به عنوان سرمایه ی فرهنگی یک شهر یا کشور به عنوان صنعت گردشگری مورد استفاده قرار بگیره امروز به دفتر کار آقایان تبدیل شده؟ و از اون مهم تر! چرا دئستانی که در نهایت می تونن یک کار رو برای ارباب رجوع انجام بدن از ابتدا اون کار رو انجام نمی دن و ...
چرا باید خونه ای مثل خونه ی حسام اللشکر که ثبت میراث فرهنگی داره به یک مخروبه و انباری برای بازاریان تبدیل بشه و هزاران چرای دیگر
اینجا تهران است. پایتخت ایران
اما هنوز هم ...
خانه های تاریخی تهران در چنگال شهرداری!!!
برگی از یک نوشته
... و امّا٬ مارقین٬ کسانی هستند که در اثر اشتباه٬ بد اندیشی٬ کج فهمی٬ بی شعوری٬ تعصب٬ کم آگاهی٬ انتخاب راه بد٬ "تبلیغات خارجی"٬ سمپاشی و زمینه سازی دشمن٬ "شایعه سازی" خیانتکاران٬ بد آموزی مغرضان و فریبکاران و منافقان و شرایط اجتماعی و جو مسموم فکری یی که دشمنان داخلی و خارجی ایجاد کرده اند٬ عقده ی حسد و غرض شخصی و خودخواهی ... از راه دین٬ راه درستی و درست اندیشی خارج می شوند و با حق٬ بدشمنی آغاز می کنند٬ آلت فعل دشمن می شوند و مزدور بی مزد٬ و مغرض بی غرض اند!
درحالیکه٬ قبلاً در راه دین٬ در راه درستی و در راه راستی بودند و در جبهه ی حق. ولی در اثر این زمینه سازی ها و تبلیغات سوء دشمن٬ -بدون اینکه آگاه باشند- کم کم از مسیر حقیقت و جبهه ی راستی کنار می روند٬ از راه راست روی بر می کردانند و٬ بالاخره٬ از جبهه ی حق٬ منحرف می شوند٬ و منشعب٬ و درعین حال٬ خیال می کنند که جبهه ی حق و راه درست و جهت گیری صحیح را انتخاب کرده اند و "درست" فکر می کنند و "خوب" کار می کنند!!....
"قُل هَل نُنَبِّئُکُم بِالاَخسَرینَ أعمالاً؟ الّذین ضَلَّ سَعیُهُم فِی الحَیَوةِ الدُّنیا و هُم یَحسَبونَ اَنَّهُم یُحسِنونَ صُنعاً"!
برگرفته از کتاب "قاسطین٬ مارقین٬ ناکثین" اثر
معلم فقید علی شریعتی
عاشورا
خدا را شکر که عاشورای حسین را ندیدم.
خدا را شکر
اما عاشورای ایران ۸۸ فرزند همان عاشورا بود. همان ها که ۱۴۰۰ سال پیش کف می زدند و هلهله می کشیدند گویی بار دیگر سر بلند کرده و تلاش می کنند تا صدای حسین به کسی نرسد.
اما ای حسین! صدای تو گوش تاریخ را پر کرده و قرن هاست که کسی نمیتواند از ندای جهانی تو بگریزد.
امسال عاشورا ٬ عاشورا بود. عاشورایی از جنس .......
نمی فهمم چگونه عده ای ساده لوحانه و عده هم آگاهانه این عاشورا را نمی بینند؟!
روزی خواهد آمد که دیگر سر حسین به نی رفته و ما هنوز نفس می کشیم!!!
پس کجایند احرار زمان که حر گونه راه خود را عوض کنند و مسیر را بازگردند؟!
چشم بگشای! این سخن را از علی بشنو!
فاصله حق و باطل فقط ۴ انگشت است!
چشم و گوشت چقدر فاصله دارند؟!!!!!!!!!!!!!
اللهم عجل لولیک الفرج
در انگلستان سفارت انگلیس وجود ندارد!
سلام
یه جا یه مطلب جالب خوندم. گفتم بگم بد نیست!
تا حالا از خودتون پرسیدید چرا در انگلستان تا حالا نه کودتا شده و نه انقلاب از نوع مخملی و غیر مخملی؟
خوب جوابش واضحه!
لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا

پس از تسخیر لانه جاسوسى امریکا توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، جیمى کارتر رئیس جمهورى امریکا احتمالًا با هماهنگى عوامل داخلى و بخصوص چند عضو کابینه دولت موقت "رمزى کلارک " و "ویلیام میلر " را براى ملاقات با امام خمینى به ایران اعزام داشت. نمایندگان اعزامى در حالیکه به ترکیه رسیده بودند و خود را براى سفر به ایران آماده مىکردند، پیام فوق الذکر حضرت امام صادر شد و آنان بدون اخذ نتیجه به امریکا باز گشتند. پیام کوتاه و مختصر حضرت امام بلافاصله در جهان و رسانههاى گروهى بین المللى انعکاس گسترده و کم نظیرى یافت. یادگار حضرت امام آقاى سید احمد خمینى در این باره تصریح مىکنند: "حضرت امام به محض اطلاع اعلامیهاى صادر فرمودند و درآن اطلاعیه هیأت امریکایى را نپذیرفتند و به همه اعضاى شوراى انقلاب، هیأت دولت موقت و سایر مسئولین تذکر دادند که هیچ کس حق ملاقات با این هیأت امریکایى را ندارد. نکته قابل توجه در این اعلامیه آن است که این تنها اعلامیه حضرت امام است که بدون "بسم اللَّه الرحمن الرحیم " است همانند سوره برائت در قرآن کریم ".
متن نامه :
از قرار اطلاع نمایندگان ویژه کارتر در راه ایران هستند و تصمیم دارند به قم آمده و با اینجانب ملاقات نمایند. لهذا لازم مىدانم متذکر شوم دولت امریکا که با نگهدارى شاه، اعلام مخالفت آشکار با ایران را نموده است و از طرفى دیگر آنطور که گفته شده است سفارت امریکا در ایران محل جاسوسى دشمنان ما علیه نهضت مقدس اسلامى است، لذا ملاقات با من به هیچ وجه براى نمایندگان ویژه ممکن نیست و علاوه بر این:
1- اعضاى شوراى انقلاب اسلامى به هیچ وجه نباید با آنان ملاقات نمایند ..
2- هیچ یک از مقامات مسئول حق ملاقات با آنان را ندارند ..
3- اگر چنانچه امریکا، شاه مخلوع- این دشمن شماره یک ملت عزیز ما- را به ایران تحویل دهد و دست از جاسوسى بر ضد نهضت ما بردارد، راه مذاکره در موضوع بعضى از روابطى که به نفع ملت است باز مىباشد .
روح اللَّه الموسوى الخمینى
*زمان: 16 آبان 1358/16 ذى الحجه 1399 .
مکان: قم.
مخاطب: شوراى انقلاب اسلامى و مسئولان دولتى.
نامه سرگشاده بسج دانشجویی دانشکده فنی دانشگاه تهران به مهدی کروبی
دبیر کل حزب اعتماد ملی
حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی
سلام علیکم؛
اسفندماه سال گذشته، در شورای مرکزی بسیج دانشجویی پردیس دانشکده های فنی دانشگاه تهران تصمیم گرفتیم پیش از آنکه فعالیت های تبلیغاتی دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، فضای کلی جامعه را تحت تأثیر قرار دهد، برای آشنایی هر چه بیشتر با افکار و عقاید شما، طرح صریح و بدون واسطه ی دیدگاه ها و دغدغه هایمان و مطرح نمودن دل نگرانی هایی در خصوص مواضع و اطرافیان جناب عالی، ملاقاتی به دور از جنجالهای رسانه ای با شما داشته باشیم . در این راستا، نامه ای به دفتر حزب اعتماد ملی ارسال کردیم اما پیگیری های ما تا پایان اسفندماه بی نتیجه ماند.
پس از عید نوروز، بالاخره در خصوص این دیدار با مسئول برنامه های شما مذاکره کردیم. ایشان اظهار داشتند که به دلیل محدودیت وقت، تنها امکان برگزاری «دیدارهای حمایتی» میسر می باشد. ایشان برگزاری این دیدار را مشروط به حمایت رسمی و رسانه ای بسیج دانشجویی از شما به عنوان نامزد اصلح انتخاباتی دانستند و از ما خواستند پس از برگزاری این دیدار، بیانیه ای با این محتوا صادر کنیم. یادآور شدیم که این خواسته با مواضع قبلی شما در مورد حمایت های بسیج دانشجویی از نامزدهای انتخاباتی، ناسازگار است و ایشان ضمن قبول این مطلب، قول دادند که در فرصتی مناسب این دیدار برگزار شود.
هرگز این فرصت مناسب به دست نیامد و این دیدار برگزار نشد. دیدار خارج از نوبت شما با گروهی سیاسی(اعضای فراکسیون خط امام مجلس )، بهانه ی به تعویق افتادن زمان مشخص شده برای دیدار ما با شما اعلام شد و این، نشان دهنده ی ارزش و اهمیت دانشجویان و نخبگان، نزد شما است.
آقای کروبی!
اگر این دیدار برگزار می شد، شما را به فاصله گرفتن از اطرافیانتان توصیه می کردیم تا چون امروزی، شاهد شعله های آتش شرارت آنها بر «لباس مقدس رسول الله» نباشیم؛ شما را از مواضع ساختارشکنانه ای که در پیش گرفته بودید - و همچنان در پیش دارید - بر حذر می داشتیم تا چون امروزی، شما را در جرگه دشمنان انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نبینیم؛ شما را از «خواب» 4ساله یتان بیدار می نمودیم ولی افسوس که آن دیدار برگزار نشد...
شیخ اصلاحات!
یاد امام عزیز و بزرگوار به خیر که در حکمت و بصیرت، حقیقتاً یگانه ی قرن بود. او در رنج نامه ی خود به شیخ حسینعلی منتظری این گونه می نویسد: «از آنجا که ساده لوح هستید و سریعاً تحریک می شوید، در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید؛ شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد.» (صحیفه ی نور، جلد بیست و یکم، صفحه 331)
آقای کروبی!
متأسفیم از اینکه باید بگوییم این جملات شایسته شما نیز هست. متأسفیم از اینکه باید بگوییم مواضع شما، متأثر از تحریکات اطرافیان شماست؛ متأسفیم از اینکه باید بگوییم شایستگی دخالت در هیچ کار سیاسی را ندارید؛ و باز هم متاسفیم که باید از شما بخواهیم از دنیای سیاست کناره گیری کنید؛ شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد.
آقای مهدی کروبی!
«کارشناس نماهایی» چون :کرباسچی ها، کدیورها، سروش ها، باقی ها، عبدی ها، قوچانی ها و امثالهم، شما را چنان مسحور اندیشه های باطل خود کردند که یادآور خاطره تلخ «مهدی هاشمی» و «شیخ حسینعلی منتظری» شدید. شما که روزی از یاران امام (ره) بودید، امروز چشم و چراغ دشمنان امام (ره) و ایران اسلامی هستید؛ مورد حمایت منافقان و مزدوران هستید؛ خوراک رسانه های شرور بیگانه را تهیه می کنید و ...
آقای کروبی!
شما که با مواضع و تفکراتتان نتوانستید حتی 1% مردم را با خود همراه سازید و با وجود هزینه ی هنگفت تبلیغاتی، از آرای مخدوش و باطله نیز کمتر مورد اعتماد ملت واقع شدید، با ادعای «حق طلبی» بدون هیچگونه سند و مدرکی، به نظام اسلامی «تهمت» زدید، مردم را به حضور در خیابانهای پایتخت تحریک نمودید، «شایعه» پراکندید و در آخر برای اثبات شایعه ی پخش شده، به «سندسازی» و «جعل» دست زدید. از عاقبت و عقوبت این اعمال نمی ترسید؟!
دبیر کل حزب اعتماد ملی!
جمهوری اسلامی به برکت الطاف خفیه الهی، در انتخابات «در خواب ماندگان»، «متوهمان» و «منافقان» را شناسایی نمود. پس از راهپیمایی دشمن شکن روز قدس این سه گروه قدم به قدم با خط اصیل انقلاب که همانا خط امام خمینی(سلام الله علیه) است، فاصله می گیرند و چه ناراحت کننده است این فاصله گرفتن ها...
آقای کروبی!
بسیج دانشجویی پردیس دانشکده های فنی دانشگاه تهران، به نمایندگی از دانشجویان مؤمن و انقلابی، به شما هشدار می دهد که جدا شدن از ملت شریف و انقلابی ایران، عاقبتی جز ذلت در این دنیا، و عقوبتی جز آتش قهر الهی در آخرت به دنبال نخواه داشت. به هوش باشید که با این وضعیت فاصله ی زیادی ندارید. توبه کنید و از همین لحظه، به صراط مستقیم الهی بازگردید.
من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم
تو خواه از سخنم پند گیر، خواه ملال
و الامر الیکم
و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته
بسیج دانشجویی پردیس دانشکده های فنی دانشگاه تهران
مصدق، نماد آزادی خواهی و اصلاحات!

دکتر محمد مصدق در حال بوسیدن دست ملکه ثریا همسر محمد رضا پهلوی ملعون
مسجد الاقصی الذی بارکنا حوله...
امام خمینی رحمه الله علیه:
مسئله ی فلسطین، مسئله ی اسلام است.
......... پ . ن .....................................................
موج سبز، امروز :
نه غزه، نه لبنان، فقط فلات ایران
ساده
آن قدر تشخیص حق و باطل سخت شده که خواص هم خطا می کنند. انگار واقعا آخر الزمان است. آری!
الحق که آخر الزمان است. مگر نه اینکه معصوم فرمود در آخر الزمان عوام از خواص در یافتن حق موفق ترند؟!
یا علی! به یاد آن روز که خوارج به دنبال حق بودند اما جهلشان آن ها را هر روز از تو دور تر می نمود. صفینیان و جملیان آگاهانه با تو دشمن بودند. در حالی که می دانستند حق مطلق توئی. اما امان از جاهلان زمان. همانان که به دنبال حقیقتند اما جهلشان قلب آنان را خاموش کرده و به حقیقت نمی رسند. چنین بود که تو فرمودی: بعد از من با آنان نجنگید که آنان دنبال حقیقتند و جهلشان آن ها را گمراه نموده است. آنان که می پنداشتند می فهمند اما نمی فهمیدند. آنان که از همه بیشتر قلب تو را شکستند. آنان که روزی در کنار تو و پیامبرت شمشیر می زدند و روزی زیر پرچمت. اما مکر صفینیان اولین نقطه ی گمراهیشان شد و در آخر هم همانان دنیا را از وجود تو محروم کردند. همانان که وقتی نهروان تمام شد با اندوه تمام در وصفشان فرمودی : چشم فتنه را در آوردم.
یا علی! تاریخ چه شفاف تکرار می شود و چه کسانی را به همین سرنوشت دچار می کند! کسانی که شاید روزی در صدر اسلام تصور نمی شد که ممکن است گمراه شوند . کسانی که مردم فکرش را نمی کردند که روزی روح الله آنان را با دلب پر خون از دخالت در سیاست منع کند(که البته توصیه ی آن پیر هم کارگر نیفتاد) کسانی که روزی دستان انقلاب بودند امروز اینگونه به سرنوشت صفینیان و جملین و نهروانیان دچار شوند.
امروز جملیان یا همان مکنت طلبان با صفینیان مکار و نهروانیان جاهل همگی بار دیگر خود می نمایانند و مردم بیچاره هم که هر کدام مجذوب یک دسته
یا صاحب الزمان! تا کی ؟
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی . دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی
دو اصل
حالا میریم سراغ دو تا اصل ساده ی دیگه
اولی
اصل ۲۷
تشکیل اجتماعات و راهپیماییها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.
این یکی از اصلایی بود که بعد انتخابات کاملا نادیده گرفته شده بود و همش میگفتن باید جواز بگیرین(و حتی اگه درخواست جواز میشد همیشه جواب منفی بوده)
و حتی تجمعاتو غیر قانونی اعلام میکردند
خوبه واللا شدن قانون مملکت
(نگین دولت احمدی نژاد تبصره ی قانونه)
اصل بعدی
اصل ۱۴۱
رییس جمهور، معاونان رییس جمهور، وزیران و کارمندان دولت نمیتوانند بیش از یک شغل دولتی داشته باشند و داشتن هر نوع شغل دیگر در موسساتی که تمام یا قسمتی از سرمایه آن متعلق به دولت یا موسسات عمومی است و نمایندگی مجلس شورای اسلامی و وکالت دادگستری و مشاوره حقوقی و نیز ریاست و مدیریت عامل یا عضویت در هیأت مدیره انواع مختلف شرکتهای خصوصی، جز شرکتهای تعاونی ادارات و موسسات برای آنان ممنوع است. سمتهای آموزشی در دانشگاهها و موسسات تحقیقاتی از این، حکم مستثنی است
مثالش خیلی واضحه
همون کسیه که من راجع بهش با نقدی بحث داشتم البته اون موقع این اصلو نمیدونستم
نقدی میگفت رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز کار خاصی نیست(هر چند این کار پنجم این آقا بوده) من برگشتم بهش گفتم نقدی جان پدرتون با اون کار زندگی یه خانواده رو میگذرونده
حرفی دیگه ای ندارم
از گفتن چرندیات بپرهیزید چون از حرفای مسخره ی بی ربط بدم میاد
با تشکر


